شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

89

مجمع الاحكام ( فارسى )

آفتاب و ماه به زحل پيوندد « 1 » و عطارد به مشترى يا زهره به مريخ ، و كياى عالم گوشيار ميگويد فتح الباب آن بود كه ماه از كوكبى باز گردد و به كوكبى پيوندد « 2 » يا از زهره بازگردد و به مريخ پيوندد « 3 » و چنان كه از مشترى باز گردد و به عطارد پيوندد « 4 » و يا عكس آن ، و چنان كه از آفتاب بازگردد و به زحل پيوندد « 5 » و يا عكس آن ، و اگر از زحل بازگردد و به هيچ كوكب نپيوندد « 6 » مجرد اين انصراف فتح باب بود به حكم آن كه خانه هر دو مقابله است . ببايد دانست كه موضع ماه را در حالت اجتماع و استقبال « 7 » و تربيع او به آفتاب مركز خوانند ، هرگاه گويند كه ماه مركزى است از مراكز خويش آن خواهند كه در اجتماع يا استقبال يا در تربيع آفتاب است ، و حقيقت مركز دو نقطه اوج « 8 » و حضيض است ، اما هر وقت كه ماه در اجتماع يا در استقبال آفتاب بود هر آينه بر اوج خويش بود ، و چون در تربيع « 9 » آفتاب بود هر آينه در حضيض خويش بود چنان‌كه در جهان دانش بيان اين فصل كرده [ شود ] شده است . و حالتى ديگر است ماه را كه وى را در آن حالت خالى السير و وحشى السير خوانند . اما وحشى كه تا برجى درآيد و بيرون رود چنان‌كه تا در آن برج باشد به هيچ كوكب نپيوندد « 10 » ، و اما خالى السير آن بود كه ماه را با هيچ كوكب اتصال نبود و تا از آن برج كه در وى است بيرون شد به هيچ كوكب متصل نشود ، و تواند بود كه در اين برج با كوكبى اتصال داشته باشد و از وى منصرف گشته ، و تواند بود كه خود هيچ اتصال نداشته باشد تا هم وحشى السير بود و هم خالى السير باشد « 11 » و خالى السير عام‌تر از وحشى السير است . تواند بود كه خالى السير باشد و وحشى السير نباشد ، اما

--> ( 1 ) . م . پيوند . ( 2 ) . باز پيوندد . ( 3 ) . م . باز پيوندد . ( 4 ) . باز پيوندد . ( 5 ) . باز پيوندد . ( 6 ) . م . پيوند . ( 7 ) . ح . و د . استعمال . ( 8 ) . م . مركز و نقطه ارج . ( 9 ) . م . دو تربيع . ( 10 ) . م . پيوند . ( 11 ) . م . خالى السير بود .